قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

 اخبار امام پنجم ابو جعفر محمد بن على باقر (ع) از وقوع غیبت قائم

 ام هانى گوید امام پنجم ابو جعفر محمد بن على را ملاقات کردم و این آیه را از او پرسیدم (در سوره تکویر آیه-) فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْکُنَّسِ‏ فرمود مقصود امامى است که در زمان خود مخفى مى‏شود و تا مدت شش سال منقطع است و سپس چون شهاب ثاقب در تاریکى شب پدیدار شود اگر آن را درک کردى دو چشمت روشن شود

2 .. عبد اللَّه بن عطا گوید بامام پنجم گفتم براستى شیعیان تو در عراق بسیارند بخدا قسم در میان اهل بیت تو مانند تو نیست چرا خروج نمیکنى؟ فرمود اى ابو عبد اللَّه بن عطا بتحقیق دو گوشت از یاوه پر شده است بخدا من صاحب الامر شما نیستم عرضکردم صاحب ما کیست؟ فرمود بنگرید آن کسى که ولادتش از مردم پنهانى است او صاحب الامر شما است.

 

3 .. ابى بصیر از امام پنجم در تفسیر قول خداى عز و جل (در سوره ملک آیه) بگو اگر آب شما بزمین فرو کشد کیست که آب گوارا براى شما آورد فرمود این آیه در باره امام غائب نازل شده است میفرماید اگر امام شما غائب شود از شما و ندانید که او در کجا است کیست که امام ظاهرى براى شما بیاورد تا اخبار آسمان و زمین و حلال و خدا و حرام او را براى شما بیان کند سپس فرمود بخدا تأویل این آیه نیامده است و بناچار باید بیاید

 

 


4 .. ابى حمزه از امام پنجم علیه السّلام روایت کرده که فرمود براستى خداى تبارک و تعالى محمد صلى اللَّه علیه و اله و سلم را به همه جن و انس فرستاد و بعد از او دوازده تن وصى معین کرد که بعضى از آنان گذشته‏اند و برخى از ایشان بجا مانده و بر هر یک از اوصیاء بعد از محمد روشى از یکى از اوصیاء بعد از عیسى که دوازده بودند جارى شده است و امیر المؤمنین روش مسیح را داشت.

 

5 .. زیاد بن منذر از امام پنجم روایت کرده است که بمن فرمود اى ابا الجارود چون فلک و روزگار بچرخد و مردم گویند قائم مرده است یا نابود شده و در کدام وادى رفته است و جوینده حق گوید کجا قائمى وجود دارد استخوانهایش هم پوسیده این وقت باو امیدوار باشید و چون دعوت او را شنیدید نزد او بروید اگر چه روى برف بزانو طى مسافت کنید

6 .. ابو بصیر گوید امام پنجم فرمود در صاحب این امر چهار سنت است از چهار پیغمبر (ع) یک روش از موسى یک روش از عیسى یک روش از یوسف و یک روش از محمد (ص) اما از موسى ترسناک است و انتظار میکشد و اما از یوسف زندانست و اما از عیسى (ع) گویند که او مرده است و نمرده است و اما از محمد (ص) شمشیر است

7 .. احمد بن زیاد همدانى بسند خود همین روایت را نقل کرده است‏

 

 

8 .. محمد بن مسلم ثقفى طحان گوید حضور ابى جعفر امام پنجم رسیدم و قصد داشتم در باره قائم آل محمد از او پرسش کنم بدون سؤال بمن فرمود اى محمد بن مسلم براستى در قائم از خاندان محمد (ع) روش از پنج پیغمبر است یونس بن متى، یوسف بن یعقوب و موسى و عیسى و محمد صلوات اللَّه علیهم روش از یونس بن متى اینست که بعد از غیبت خود بر میگردد در حالى که جوانست و سن بسیارى دارد و اما روش از یوسف بن یعقوب اینست که از خاص و عام غائب است و از برادرانش پنهانست و امر او بر پدرش یعقوب پوشیده است با آنکه مسافت میان او و پدرش و خاندانش و شیعیانش کم است و امام روش موسى علیه السّلام خوف مداوم، طول غیبت و خفاء ولادت و رنج و تعب شیعیان بعد از وى بر اثر آزار و خوارى که از دشمنان بینند تا آنگاه که خداى عز و جل اجازه ظهور او را دهد و او را یارى کند و بر دشمنش تأیید نماید و اما روش عیسى اختلافى است که در باره او رخ دهد تا آنکه طائفه‏اى گویند اصلا متولد نشده و دسته‏اى گویند مرده است و دیگران گویند کشته شده یا بدار رفته و اما روش جدش مصطفى (ع) اینست که شمشیر بکشد و دشمنان خداى تعالى و اعداء رسولش را و جباران و سرکشان را بکشد و با شمشیر و ترس در دل دشمنان یارى شود و هیچ پرچمى از او عقب ننشیند و از نشانه‏هاى خروج او خروج سفیانى است از شام و خروج یمانى است از یمن و یک صیحه آسمانى در ماه رمضان و جارچى که از آسمان بنام او و نام پدرش جار کشد

 

 

 

9 .. ابى حمزه ثمالى گوید شنیدم امام پنجم میفرمود براستى نزدیکترین مردم بخداى عز و جل و داناترشان باو و شناساترین آنان نسبت بمردم محمد است و ائمه صلوات اللَّه علیهم هر جا وارد شدند شما وارد شوید و از هر که جدا شدند شما هم جدا شوید مقصود بدان حسین است و فرزندانش زیرا که حق در آنها است و چه خوب اوصیائى هستند و از آنها است ائمه (ع) هر کجا آنها را دیدید پیروى کنید از آنها و اگر روزى شد که کسى از آنها را ندیدید از خداى عز و جل یارى طلبید و نظر کنید بهمان روشى که داشتید و از آن پیروى کنید دوست بدارید کسانى را که بودید آنها را دوست میداشتید و دشمن دارید کسانى را که آنها را دشمن مى‏داشتید چه زود باشد که فرج براى شما بادید آید.

 

10 .. محمد بن مسلم گوید امام پنجم فرمود هیچ کس رسول خدا (ص) را پیش از على بن ابى طالب و خدیجه بدعوت نبوت اجابت نکرد و هر آینه سه سال تمام شد که رسول خدا (ص) پنهان و ترسان زیست کرد انتظار میکشید و از قوم خود و مردم دیگر میترسید.

11. امام ششم از پدرش نقل کرد که فرمود چون قائم ظهور کند فرماید فرار کردم چون از شما ترسیدم خدا بمن حکمى بخشید و مرا از مرسلان قرار داد

 12 .. ابى بصیر گوید از امام پنجم شنیدم که میفرمود در صاحب این امر سنتى است از موسى و سنتى است از عیسى و سنتى است از یوسف و سنتى است از محمد (ص) اما سنت موسى اینست که ترسناک است و انتظار میبرد و اما از عیسى در باره او گفته شود آنچه در باره عیسى گفته شده و اما از یوسف زندان است و اما از محمد (ص) قیام بشمشیر است و اجراء سیره و روش او و بیان کردن آثار او سپس شمشیر خود را بر شانه گذارد و بدست راست گیرد و پى درهم از دشمنان خدا بکشد تا خداى عز و جل را راضى کند عرضکردم چگونه میداند که خداى عز و جل راضى شده فرمود رحمت در دل او القاء میکند. 

 

 



   ( 1) این آیه- سوره شعراء است که حضرت موسى در برابر فرعون گفت در موقعى که باو عتاب کرد که ما از کودکى تو را در خانه خود پرورش دادیم و مدتى از عمر خود را میان ما گذراندى و آن کار را کردى و کفران نعمت نمودى و مقصود حضرت همان تمثل براى غیبت است از نظر ترس نه دعواى رسالت که مضمون آیه است نسبت بحضرت موسى بن عمران علیه السّلام.

 منبع: کمال الدین




برچسب ها : منجی در اسلام



 

 باب 22 اتّصال وصیّت از آدم علیه السّلام و خالى نبودن زمین از حجّت تا قیامت‏

 

1- مقاتل بن سلیمان از امام صادق علیه السّلام روایت کند که فرمود: رسول- خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: من سیّد النبیّین هستم و وصىّ من سیّد الوصیّین است و اوصیاى او سیّد اوصیایند. آدم علیه السّلام از خداى تعالى درخواست کرد که وصىّ صالحى براى او قرار دهد، خداى تعالى به او وحى فرمود که من انبیا را به نبوّت گرامى داشتم، سپس خلق خود را اختیار کردم و بهترین آنها را اوصیا قرار دادم. آدم علیه السّلام گوید: اى پروردگار من! پس وصىّ مرا بهترین اوصیا قرار بده، خداى تعالى وحى فرمود که اى آدم به «شیث» وصیّت کن و او همان هبة اللَّه بن- آدم است و آدم به شیث وصیّت کرد و شیث به پسرش «شبّان» وصیّت نمود که او

فرزند نزله حوراست‏ که خداوند او را از بهشت فرو فرستاد و او را تزویج شیث نمود و شبّان به فرزندش «مجلث» وصیّت کرد و او به «محوق» و او به «غثمیشا» و او به «اخنوخ» که همان ادریس پیامبر باشد وصیّت نمود و ادریس به «ناخور» و ناخور آن را به نوح علیه السّلام تسلیم نمود و نوح به «سام» وصیّت نمود و سام به «عثام» و او به «برعیثاثا» و او به «یافث» و او به «برّه» و او به «جفیسه» و او به «عمران» و عمران آن را به «ابراهیم» خلیل علیه السّلام تسلیم نمود و ابراهیم به فرزندش «اسماعیل» وصیّت کرد و او به «اسحاق» و او به «یعقوب» و او به «یوسف» و او به «بثریا» و او به «شعیب» و او به «موسى» بن عمران و او به «یوشع» بن نون و او به داود و او به «سلیمان» و او به «آصف» بن برخیا و او به «زکریا» و زکریا آن را به «عیسى» بن مریم تسلیم نمود و عیسى به «شمعون» بن حمون الصفا وصیّت کرد و او به «یحیى» بن زکریّا و او به «منذر» و او به «سلیمه» و او به «برده»، سپس‏

 

 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: و برده آن را به من تسلیم نمود و من آن را به تو اى علىّ، تسلیم خواهم کرد و تو آن را به وصىّ خود خواهى داد و وصىّ تو آن را به اوصیاى تو که از فرزندانت هستند خواهد سپرد یکى بعد از دیگرى تا آنکه برسد به بهترین خلق زمین پس از تو، و محقّقا امّت به تو کافر مى‏شوند و اختلاف شدیدى در باره تو خواهند داشت کسى که بر تو ثابت باشد مانند همنشین من است و کسى که از تو کناره گیرد در آتش خواهد بود و آتش جایگاه کافران است.

 

 



کمال الدین و تمام النعمة ترجمه پهلوان، ج‏1، ص: 401




برچسب ها : منجی در اسلام



جاه و مقام خیالى (کاذب)

قرآن‏

1- وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ: إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکاً، قالُوا: أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا؟ وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ‏ ...[1] پیامبر ایشان (بنى اسرائیل) به آنان گفت: خدا طالوت را پادشاه شما قرار داد؛ گفتند: چگونه وى مى‏تواند به پادشاهى برسد، در صورتى که ما براى پادشاهى از او شایسته ‏تریم، او که مال فراوانى ندارد؟ ...

 

 2- فَلَوْ لا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ‏؟ ...[2] چرا او دستبرنجنهاى زرّین ندارد؟ ...

 

3- وَ قالُوا: لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‏ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ‏؟[3] گفتند: چرا این قرآن بر مرد بزرگى (ثروتمندى) از این دو شهر (مکّه و طائف) نازل نگشت؟** توانگران متکاثر براى خود جاه و مقامى بزرگ و شخصیّتى ممتاز تصوّر مى‏کنند، چه مى‏نگرند که مالک مالهاى فراوانى شده‏اند، که توده مردم چیزى از آنها ندارند (در صورتى که- به تصریح قرآن کریم- این گونه اموال بسیار متعلّق به توده‏هاى مردم و براى اداره شدن زندگى آنان است؛ و به گفته «حدیث»، مایه سامانیابى معیشت توده‏هاست).

بنا بر این، آنچه توانگران امّتهاى گذشته به پیامبران و مصلحان و انقلابیّون مى‏گفتند، سخن توانگران این روزگار نیز هست، پس متکاثران در حقیقت تمایلات جالوتى دارند، اگر چه روزگار در محیطى، یا افروخته شدن آتش انقلاب در جایى، آنان را وادارد تا در صف طالوتیان (مجاهدان عدالتخواه) قرار گیرند؛ پس، از این نکته غافل مباشید!

حدیث‏

النّبیّ «ص»: یا ابن مسعود! یتفاضلون بأحسابهم و أموالهم ...[4]

پیامبر «ص»: اى ابن مسعود: آنان به تبار و دارایى خویش به یک دیگر برترى نشان مى‏دهند ...

 

النّبیّ «ص»: و طلبوا المدح بالمال ...[5]

پیامبر «ص»: ... با بخشش مال خواستار ستایش (و تملّق گویى در برابر خود) باشند ...

الإمام علی «ع»: الغنى یسوّد غیر السیّد. المال یقوّی غیر الأیّد.[6]

امام على «ع»: ثروت، انسان حقیر را بزرگ مى‏کند. مال به آدم بى‏ قدرت (و ناتوان) قدرت مى‏ بخشد (و به هر کس که بدان دست یافت شخصیّت کاذب مى‏دهد).

الإمام علی «ع»: أیّها النّاس! ... من کثر ماله رأس.[7]

امام على «ع»: اى مردم! ... هر کس مالش زیاد شود، (شایسته یا ناشایسته) به سرورى رسد.

الإمام علی «ع»: الدّولة تردّ خطأ صاحبها صوابا، و صواب ضدّه خطأ.[8]

امام على «ع»: دولتمندى، خطاى صاحب دولت را به صواب، و صواب‏

 

مخالف او را به خطا مبدّل مى‏کند.

 

* یعنى دارایى و ثروت، سبب مى‏گردد تا نظر نادرست و کار اشتباه شخص دارا و ثروتمند، درست و بدون اشتباه به شمار آید، و نظر درست و کار صحیح کسانى که مخالف اویند و در برابر او قرار دارند، نادرست و اشتباه محسوب شود. و این همه از همان شخصیّت کاذب و موقعیّت دروغین و ناروایى است که ثروت براى کسانى پدید مى‏آورد، و آن کسان نیز- بیشتر- در دام این پندار مى‏افتند. در احادیث این هشدار بسیار آمده است. حدیث بعد نیز به همین موضوع نظر دارد.

الإمام الرّضا «ع»: عن أبیه، عن جدّه جعفر الصّادق «ع»: إذا أقبلت الدّنیا على إنسان أعطته محاسن غیره ...[9]

امام رضا «ع»: از پدر خویش، از جدّ خویش، امام جعفر صادق «ع»: چون دنیا به انسانى رو کند، نیکوییهاى دیگران را به او مى‏ بخشد (و کسى را که داراى نیکویى و مزیّتى نیست، نیکو و با مزیّت جلوه مى‏ دهد) ...

 


الحیات ترجمه احمد آرام

[1]   ( 2)« سوره بقره»( 2): 247.

[2]   ( 1)« سوره زخرف»( 43): 53.

[3]   ( 2)« سوره زخرف»( 43): 31.

[4]   ( 3)« مکارم الاخلاق»/ 529.

[5] ( 1)« بحار» 52/ 264. از کتاب« جامع الأخبار».

[6] ( 2)« غرر الحکم»/ 31.

[7] ( 3)« کافى» 8/ 21.

[8] ( 4)« غرر الحکم»/ 42.

[9] ( 1)« عیون أخبار الرّضا- ع-» 2/ 130؛ نیز- فصلهاى مناسب دیگر.




برچسب ها : اخلاق و زندگی



 

 به خود نازیدن و فریب خوردن‏

قرآن‏

1- وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ* الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ‏ ...[1] خداوند به خود نازندگان و خویشتن ستایان را دوست نمى‏دارد* کسانى که بخل مى‏ورزند و مردمان را به بخل‏ورزیدن فرمان مى‏دهند ...

2- یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ‏*[2] گمان مى‏کند که مال او، او را همیشه ماندگار خواهد ساخت* 3- أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ* یَقُولُ أَهْلَکْتُ مالًا لُبَداً*[3] آیا چنین مى‏پندارد که هرگز کسى بر او توان نخواهد یافت* (با افتخار) مى‏گوید، من مال فراوانى از دست دادم (و در راه مبارزه با ارزشها و دعوتگران راستین هزینه کردم)*

 

4- أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ؟؟*[4] آیا چنین مى‏پندارد که کسى او را ندیده است؟** شیخ ابو جعفر طوسى مى‏گوید: «معنى‏ أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ؟ آن است که: آیا این انسان چنین مى‏پندارد که هیچ کس بر کیفر دادن او- در صورت نافرمانى کردن خداى متعال و ارتکاب گناهان- قادر نیست؟ و این بد پندارى است»[5] شیخ ابو على طبرسى مى‏گوید:

«این استفهامى انکارى است، یعنى هرگز نباید کسى چنین گمان کند. نیز گفته‏اند که معنى آیه این است: «آیا این فریب خورده مال چنان مى‏پندارد که کسى نمى‏تواند مال او را بگیرد؟» و به قولى: «آیا گمان مى‏کند که هیچ کس از او نخواهد پرسید که این مال را از کجا به دست آورده و آن را چگونه مصرف کرده است؟ ...»[6]. بنا بر این، مسلمان باید خود را براى پاسخ گفتن به پرسش «از کجا آورده‏اى» آماده کرده باشد.

حدیث‏

النّبیّ «ص»: طوبى لمن أکتسب من المؤمنین مالا من غیر معصیة ... و عاد به على أهل المسکنة، و جانب أهل الخیلاء و التّفاخر و الرّغبة فی الدّنیا.[7]

پیامبر «ص»: خوشا به حال مؤمنى که مال را از راهى بدون معصیت به دست آورد ... و آن را به مسکینان بازگرداند، و از افاده داران و فخر فروشان و دنیا طلبان دورى جوید.

 

الإمام علی «ع»- فیما رواه عن النّبیّ «ص»، عن اللَّه تعالى، فی لیلة المعراج:

... یا أحمد! ... إنّ النّفس مأوى کلّ شرّ ... تتکبّر إذا استغنت ...[8]

امام على «ع»- به روایت از پیامبر اکرم «ص»، از سخنان خداى متعال در شب معراج: ... اى احمد! ... نفس انسان جایگاه بدیهاست ... و چون بى‏نیاز گردد تکبّر ورزد ...

الإمام الصّادق «ع»: جاء موسر إلى رسول اللَّه «ص» نقیّ الثّوب، فجلس إلى رسول اللَّه، فجاء رجل معسر درن الثوب، فجلس إلى جنب الموسر، فقبض الموسر ثیابه من تحت فخذیه؛ فقال له رسول اللَّه «ص»: «أخفت أن یمسّک من فقره شی‏ء؟» قال: لا، قال: «فخفت أن یصیبه من غناک شی‏ء؟» قال: لا قال: «فخفت أن یوسخ ثیابک؟» قال: لا. قال: «فما حملک على ما صنعت؟» فقال: یا رسول اللَّه! إنّ لی قرینا یزیّن لی کلّ قبیح و یقبّح لی کلّ حسن، و قد جعلت له نصف مالی. فقال رسول اللَّه «ص» للمعسر: «أتقبل؟» قال: لا. فقال له الرّجل: و لم؟ قال: أخاف أن یدخلنی ما دخلک.[9]

امام صادق «ع»: ثروتمندى با جامه‏اى پاکیزه نزد رسول خدا «ص» آمد و در نزدیکى او نشست؛ پس از او مرد تهیدستى با جامه‏اى چرکین درآمد و در کنار آن مرد ثروتمند نشست، توانگر دامن لباس خود را از زیر ران او بیرون کشید؛ رسول خدا «ص» به او فرمود: «آیا ترسیدى که از فقر او چیزى به تو سرایت کند؟» گفت: نه. فرمود: «پس بیم آن داشتى که چیزى از ثروت تو به او برسد؟» گفت: نه. فرمود: «پس چه چیز تو را به کارى که کردى‏

برانگیخت؟» توانگر گفت: یا رسول اللَّه! مرا همدمى است که هر زشت را بر من زیبا و هر زیبا را زشت جلوه‏گر مى‏سازد. من نیمى از مالم را به این مرد دادم. رسول خدا «ص» به آن مرد تهیدست رو کرد و فرمود: «آیا مى‏پذیرى؟» گفت: نه. مرد توانگر پرسید: چرا؟ گفت: مى‏ترسم که آنچه در تو هست در من نیز پیدا شود.

* علّامه مجلسى مى‏گوید: «مقصود آن مرد ترس از آن بوده است که کبر و غرور، و خود را برتر از مردمان دیگر شمردن، و دیگران را کوچک تصوّر کردن، و دیگر خلقهاى نکوهیده‏اى که از ملازمات توانگرى و ثروتمندى است، در جان وى نیز پدید آید».[10][11]

 

 

 


الحیاة / ترجمه احمد آرام ؛ ج‏4 ؛ ص69

[1]   ( 1)« سوره حدید»( 57): 23- 24.

[2]   ( 2)« سوره همزه»( 104): 3.

[3] ( 3)« سوره بلد»( 90): 5- 6.

[4] ( 1)« سوره بلد»( 90): 7.

[5] ( 2)« تفسیر تبیان» 10/ 351.

[6] ( 3)« تفسیر مجمع البیان» 10/ 493.

[7] ( 4)« تحف العقول»/ 28.

[8] ( 1)« ارشاد القلوب»/ 201.

[9] ( 2)« اصول کافى» 2/ 262- 263.

[10] ( 1)« بحار» 72/ 15.

[11] حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على، الحیاة / ترجمه احمد آرام - تهران، چاپ: اول، 1380ش.




برچسب ها : اخلاق و زندگی



أ- سرمستى از مال و نعمت‏

قرآن‏

1- الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِ‏ ...- کسانى که (در این جهان) ربا مى‏خورند، (در رستاخیز) مانند کسانى (از گور) برمى‏خیزند که از آسیب دیو دیوانه شده باشند ... (نامتعادل، آنسان که اهل محشر آنان را بشناسند که رباخواران بوده‏اند) ...

حدیث‏

الإمام علی «ع»: ... ذاک حیث تسکرون من غیر شراب، بل من النّعمة و النّعیم ...

- امام على «ع»: ... در آن زمان (که فساد مى‏گسترد) مست مى‏شوید، اما نه از شراب، بلکه از نعمت و غوطه‏ورى در آن ...

الإمام السّجّاد «ع»: ... و اعلم- و یحک- یا ابن آدم! أنّ قسوة البطنة، و فترة المیلة، و سکر الشّبع، و عزّة الملک، مما یثبّط و یبطى‏ء عن العمل، و ینسی الذّکر، و یلهی عن اقتراب الأجل، حتى کأنّ المبتلى بحبّ الدّنیا به خبل من سکر الشّراب ...

- امام سجّاد «ع»: ... بدان- افسوس بر تو- اى پسر آدم! که سنگدلى پدید آمده از شکم‏پرستى، و سستى حاصل از امیال، و مستى سیرى، و قدرت فرمانروایى، همه از چیزهایى است که آدمى را در کارها کند مى‏کند و از عمل باز مى‏دارد، و یاد خدا را به فراموشى مى‏سپارد، و انسان را از نزدیک‏

شدن مرگ غافل مى‏سازد. و چنان است که گویى انسان مبتلا به دوستى دنیا، از میگسارى گیج و منگ شده است ...

الإمام الصّادق «ع»- فیما رواه عن الإمام علی: السّکر أربع سکرات، سکر الشّراب، و سکر المال، و سکر النّوم، و سکر الملک.

- امام صادق «ع»- به روایت از امام على «ع»: مستى بر چهارگونه است: مستى شراب، و مستى مال، و مستى خواب، و مستى فرمانروایى.

ب- تباه شدن و از دست رفتن دین‏

قرآن‏

1- وَ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ‏ ... کسانى که مالهاى خود را براى ریا و نشان دادن به مردم انفاق مى‏کنند، و به خدا ایمان ندارند ...

حدیث‏

عیسى المسیح «ع»- فیما رواه الإمام علیّ بن أبی طالب: الدّینار داء الدّین ...

- عیسى مسیح «ع»- به روایت امام علىّ بن ابى طالب «ع»: دینار (مال)، آسیب دین است ...

الإمام علی «ع»: و اعلموا أنّ کثرة المال مفسدة للدّین.

امام على «ع»: بدانید که فزونى مال سبب تباهى دین است.

الإمام الصّادق «ع»: ما ذئبان ضاریان فی غنم قد فارقها رعاؤها، أحدهما فی أوّلها و الآخر فی آخرها، بأفسد فیها من حبّ المال و الشّرف، فی دین المسلم.

امام صادق «ع»: فساد دو گرگ در یک گله بدون چوپان، یکى در جلو و دیگرى در عقب آن، کمتر است از فساد مالدوستى و جاه‏طلبى در دین شخص مسلمان.

* شرف در اینجا به معنى جاه‏طلبى و مقام دوستى است، یعنى اینکه شخص خواستار مقام و ریاست و برترى بر دیگران باشد.

ج- ستمگرى، ناسپاسى، غفلت‏

قرآن‏

1- یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا، وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ‏* (بیشتر مردم) اندکى از ظاهر زندگى دنیا مى‏دانند، و اینان از آخرت غافل غافلند* 2- إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ‏ ... قارون از قوم موسى بود، و سپس بر ایشان ستم کرد ...

حدیث‏

النّبىّ «ص»: إنّما أتخوّف على أمّتی من بعدی، ثلاث خلال: ... أو یظهر فیهم المال حتى یطغوا و یبطروا ...

پیامبر «ص»: بر امّتم پس از خود از سه چیز بیمناکم: ... (سوّم اینکه) مال در میان ایشان چندان فزون شود (و اهمیّت پیدا کند) که طغیان ورزند و ناسپاسى کنند ...

الإمام علی «ع»: إن استغنى بطر و فتن.

امام على «ع»: اگر (انسان) مالدار شود تکبّر پیدا کند (و نعمت را سپاس نگزارد)، و در معرض فتنه و آزمایش قرار گیرد.

الإمام السّجّاد «ع»: ... و ازو عنّی من المال ما یحدث لی مخیلة، أو تأدّیا إلى بغی ...

امام سجّاد «ع»: ... مالى را از من دور کن که مرا دچار پندار نادرست سازد، یا به ستمگرى انگیزد ...

الإمام الصّادق «ع»: ... و أعظم الفساد أن یرضى العبد بالغفلة عن اللَّه. و هذا الفساد یتولّد من طول الأمل و الحرص و الکبر، کما أخبر اللَّه عزّ و جلّ فی قصّة قارون، فی قوله: وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ، إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ‏. و کانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده. و أصلها من حبّ الدّنیا و جمعها و ...

امام صادق «ع»: ... بزرگترین تباهى آن است که بنده به غفلت‏ورزیدن از خدا رضا دهد. و این تباهى از آرزوى دراز داشتن و آزمندى و تکبّر به وجود مى‏آید، چنان که خداى بزرگ در باره قارون از آن چنین خبر داده است: وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ، إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ‏*- در زمین خواستار فساد و تباهى مباش، که خدا تبهکاران را دوست نمى‏دارد*». و این خصلتها برخاسته از کردار قارون و پندار او بود. و ریشه آن دوستى دنیا و جمع کردن مال دنیاست و ...

د- زیاد شدن گناهان و فراموش کردن آنها

قرآن‏

1- وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ، إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً، وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى‏ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً* کیست ستمکارتر از کسى که چون آیات پروردگارش را به یاد او آرند، از آنها رویگردان شود، و آنچه را که پیشتر کرده است فراموش کند؛ ما (در نتیجه این کردارها) بر دلهاى ایشان پوششهایى نهاده‏ایم که نمى‏توانند فهمید، و در گوشهاشان سنگینى؛ و چون ایشان را به راه نجات بخوانى، هرگز پوینده آن نخواهند گشت*

حدیث‏

الإمام علی «ع»: المال مادّة الشّهوات.

امام على «ع»: مال مادّه (سرچشمه) شهوتهاست.

الإمام علی «ع»: کثرة المال یفسد القلوب و ینسی الذّنوب.

امام على «ع»: مال زیاد دلها را تباه مى‏کند و گناهان را از یاد مى‏برد.

الإمام الصّادق «ع»: فیما قال اللَّه عزّ و جلّ لموسى: یا موسى! لا ترکن إلى الدّنیا

 

رکون الظّالمین ... و اعلم أنّ کلّ فتنة بدؤها حبّ الدّنیا؛ و لا تغبط أحدا بکثرة المال، فإنّ مع کثرة المال تکثر الذّنوب لواجب الحقوق.

امام صادق «ع»: از جمله سخنان خداوند به موسى این بود: «اى موسى! دل در دنیا مبند چنان که ستمگران بندند» ... و بدان که هر فتنه (و گرفتارى) از دوستى دنیا آغاز مى‏شود. و بر کسى به فزونى مال غبطه مخور، که زیادى مال سبب افزایش گناهان است، به دلیل حقوق (بسیار) که (اداى آنها بر توانگر) واجب مى‏شود (و کمتر توانگرى آن حقوق را ادا مى‏کند).

* مراد از «دنیا» در احادیث، اغلب همان «مال» است، زیرا که مال مهمترین چیزى است که مردمان در دنیا مى‏خواهند، و بوسیله آن به چیزهاى دیگر دنیا دسترس پیدا مى‏کنند.

الإمام الصّادق «ع»- فیما رواه عن الإمام الباقر «ع»: أوحى اللَّه- تبارک و تعالى- إلى موسى «ع»: لا تفرح بکثرة المال ... فإنّ کثرة المال تنسی الذّنوب ...»

امام صادق «ع»- به روایت‏ازامام‏باقر «ع»: خداى متعال به موسى «ع» چنین وحى کرد: «از فزونى مال شادمان مباش ... چه زیادى مال سبب فراموش کردن گناهان است ...»

ه- طمع و آزمندى‏

قرآن‏

1- وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً* ... ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ* به او مالى فزاینده دادم* ... باز طمع آن دارد که آن را افزونتر کنم*

حدیث‏

الإمام علی «ع»: أمّا بعد، فإنّ الدّنیا مشغلة عن غیرها، و لم یصب صاحبها منها شیئا إلّا فتحت له حرصا علیها، و لهجا بها ...

امام على «ع»: ... دنیا آدمى را از جز خود باز مى‏دارد، و چیزى از آن نصیب کسى نمى‏شود مگر اینکه حرص او را بر آن افزایش دهد و بر آزمندى او بیفزاید ...

الإمام علی «ع»: لا یجمع المال إلّا الحریص. و الحریص شقیّ مذموم.

امام على «ع»: مال را کسى جز حریص جمع نمى‏کند، و حریص بدبخت و نکوهیده است.

الإمام الصّادق «ع»: ما فتح اللَّه على عبد بابا من أمر الدّنیا، إلّا فتح اللَّه علیه من الحرص مثله.

امام صادق «ع»: خدا بر بنده‏اى درى از امر دنیا نمى‏گشاید، مگر اینکه درى از حرص و آز- همانند آن- بر او بگشاید.

الإمام الصّادق «ع»: کلّما نقص من القناعة زاد فی الرّغبة. و الطّمع و الرّغبة فی الدّنیا أصلان لکلّ شرّ، و صاحبهما لا ینجو من النّار إلّا أن یتوب.

امام صادق «ع»: هر چه از مقدار قناعت کاسته شود، بر مقدار میل و هوس افزوده خواهد شد. آزمندى و تمایل به دنیا ریشه هر شر است، و دارنده این صفات جز به توبه از آنها (و ترک آنها)، نمى‏تواند از آتش رهایى پیدا کند.

الإمام الرّضا «ع»: لا یجتمع المال إلّا بخمس خصال: ببخل شدید، و أمل طویل، و حرص غالب، و قطیعة الرّحم، و إیثار الدّنیا على الآخرة.

امام رضا «ع»: مال جز با چند خصلت گرد نمى‏آید: با بخل شدید، و آرزوى دراز، و حرص چیره، و قطع رحم، و برگزیدن دنیا بر آخرت.

و- بخل، خسّت، شکم ‏پرستى‏

قرآن‏

1- وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏* وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏* فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏*

... آن کس که بخل ورزد و به توانگرى نازد* و پاداش بهتر را (در جهان دیگر) دروغ شمارد* او را تسلیم سختى (عذاب دوزخ) خواهیم کرد (و راه افتادن در عذاب را به روى او خواهیم گشود)* 2- وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ، بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ، سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ ... کسانى که از بخشیدن نعمتهاى خداداد به دیگران بخل مى‏ورزند، گمان نکنند که بخل‏ورزیدن براى آنان بهتر است، بلکه براى ایشان بدتر است (زیرا) آنچه را از بخیلى نبخشیده‏اند، در روز قیامت، همچون طوقى به گرد گردن ایشان خواهند آویخت ...

3- وَ تَأْکُلُونَ التُّراثَ أَکْلًا لَمًّا* وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا* میراث (سهم خود و دیگران و یتیمان) را دربست مى‏خورید* و مال را بسیار دوست مى‏دارید*

حدیث‏

النّبیّ «ص»: إنّ صلاح أوّل هذه الأمّة بالزّهد و الیقین، و هلاک آخرها بالشّحّ و الأمل.

پیامبر «ص»: سامانیابى کار این امّت- در آغاز- به زهد و یقین است، و بیسامانى آن- در پایان- به آزمندى (خسّت) و آرزو دارى.

النّبیّ «ص»- فیما رواه الامام الصّادق «ع»: منهومان لا یشبعان، منهوم دنیا و منهوم علم.

پیامبر «ص»- به روایت امام صادق «ع»: دو گرسنه‏اند که هرگز سیر نمى‏شوند: گرسنه دنیا و گرسنه دانش.

الإمام على «ع»: لا یبقی المال إلّا البخیل.

امام على «ع»: جز بخیل کسى مال را نگاه نمى‏دارد.

الإمام الصّادق «ع»: مثل الدّنیا کمثل ماء البحر، کلّما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتّى یقتله.

امام صادق «ع»: مثل دنیا (و مال و خواسته دنیا) همچون مثل آب دریاست، که هر چه تشنه از آن بخورد بر تشنگى او افزوده مى‏شود تا عاقبت او را بکشد.

الإمام الرّضا «ع»: لا یجتمع المال إلّا بخمس خصال: ببخل شدید ...

امام رضا «ع»: مال جز با پنج خصلت فراهم نمى‏آید: بخل شدید ...

ز- چسبیدن به زندگى زمینى (برگزیدن زندگى نابودشدنى بر زندگى جاودانى)

قرآن‏

1- یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ‏* چنان مى‏پندارد که مال او، او را جاودانى خواهد کرد* 2- وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ‏* کوشکها (ى بلند) مى‏سازید تا شاید همیشه بمانید* 3- الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً، أُولئِکَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ* کسانى که زندگى دنیا را- به جاى آخرت- دوست مى‏دارند، و جلو راه خدا (و معرفت خدا و عمل به دین خدا) را مى‏گیرند، و به کجروى مى‏گرایند، این گونه کسان گرفتار گمراهیى بس گرانند*

حدیث‏

النّبیّ «ص»: یبنون الدّور، و یشیدون القصور، و یزخرفون المساجد، لیست همّتهم إلّا الدّنیا، عاکفون علیها، معتمدون فیها، آلهتهم بطونهم؛ قال اللَّه تعالى: وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ‏*.

پیامبر «ص»: خانه‏ها مى‏سازند و کاخها مى‏افرازند، و به نقش و نگار مساجد مى‏پردازند، جز به دنیا توجّه ندارند، و دلداده آنند و بر آن تکیه دارند؛ معبودهاى ایشان شکمهاى آنان است؛ خداى متعال فرموده است:

وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ‏*- کوشکها (ى بلند) مى‏سازید، تا شاید جاودانه بمانید*».

النّبیّ «ص»: فیما رواه الإمام الصّادق «ع»: أتى النّبیّ رجل فقال: ما لی لا أحبّ الموت؟ فقال له: أ لک مال؟ قال: نعم. قال: فقدّمته؟ قال: لا. قال:

فمن ثمّ لا تحبّ الموت!

پیامبر «ص»- به روایت امام صادق «ع»: مردى نزد پیامبر آمد و گفت:

چرا من مرگ را دوست نمى‏دارم؟ پیامبر فرمود: مالى دارى؟ گفت:

آرى. فرمود (چیزى از) آن را از پیش فرستاده‏اى (انفاق کرده‏اى و براى آن جهان ذخیره ساخته‏اى)؟ گفت: نه. فرمود: به همین سبب است که مرگ را دوست نمى‏دارى.

الإمام علی «ع»: فإیّاک أن تغترّ بما ترى، من إخلاد أهلها إلیها، و تکالبهم‏

علیها ...

امام على «ع»: مبادا به دلیل آنچه مى‏بینى که مردمان سخت به دنیا چسبیده‏اند، و بر سر آن (مانند سگان) به ستیزه‏گرى با یک دیگر پرداخته‏اند، فریب خورى ...

الإمام الرّضا «ع»: لا یجتمع المال إلّا بخمس خصال: ... و إیثار الدّنیا على الآخرة.

امام رضا «ع»: مال جز به پنج خصلت گرد نمى‏شود: ... برگزیدن دنیا بر آخرت.

* از این بیان رضوى چنان مفهوم مى‏شود که مال اندوزى از مهمترین انگیزه‏هاى انتخاب دنیاى گذران به جاى آخرت جاودان و دل دادن به مادیّات پست و نابودشونده است؛ زیرا که مال چون از اندازه کفاف درگذرد، عنوان غایت و هدف پیدا مى‏کند، و خواهنده آن از دیگر هدفهاى متعالى زندگى انسانى غافل مى‏ماند، و خود را در راه به دست آوردن چیزى که آن را هدف مى‏شمارد به هلاکت مى‏اندازد؛ با اینکه مال و مال اندوزى هدف زندگى انسان نیست. پس مال و ثروت را اصل شمردن چیزى است که معنویّت و فضیلت را فرع قرار مى‏دهد و به دست فراموشى مى‏سپارد، و آدمى را به چسبیدن به چیزهاى نابودشونده و دورى گزیدن از آنچه ماندگار است مى‏کشاند.

ح- پرستش درهم و دینار (پول‏ پرستى)

قرآن

1- أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ، أَ فَلا تَعْقِلُونَ؟* (ابراهیم «ع» به نمرودیان گفت:) بیزارى باد بر شما و بر آنچه- جز خداى- مى‏پرستید، مگر عقل ندارید؟* 2- وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً ... جز خدا چیزى را مى‏پرستند که هیچ برهانى براى آن به «وحى» نیامده است ...

حدیث‏

النّبیّ «ص»: ملعون ملعون، من عبد الدّینار و الدّرهم.

پیامبر «ص»: هر کس دینار و درهم (پول) را بپرستد، ملعون است، ملعون.

* شیخ صدوق گفته است: «این سخن پیامبر «ص»: هر کس دینار و درهم را بپرستد به معنى کسى است که زکات مال ندهد، و از مواسات با برادران (و دادن مقدارى از ثروت و امکانات خود به آنان) خوددارى کند، که در این صورت پرستش دینار و درهم (مال و ثروت) را به جاى پرستش آفریدگار خویش برگزیده است».

الإمام علی «ع»: من أحبّ الدّینار و الدّرهم فهو عبد الدّنیا.

امام على «ع»: هر کس دینار و درهم را دوست بدارد، بنده دنیاست.

الإمام علی «ع»: ... أماتت الدّنیا قلبه، و ولهت علیها نفسه، فهو عبد لها و لمن فی یده شی‏ء منها، حیثما زالت زال إلیها، و حیثما أقبلت أقبل علیها.

امام على «ع»: ... (در باره انسان دنیا دوست): ... دنیا قلب او را میرانده، و جان وى شیفته دنیا گشته است، او بنده دنیاست و بنده هر کس که چیزى از دنیا در دست دارد؛ دنیا به هر سوى بگردد او نیز بگردد، و به هرجا روى آورد او نیز روى آورد.

الإمام علی «ع»: تعبّدوا للدّنیا أیّ تعبّد، و آثروها أیّ إیثار.

امام على «ع»: دنیا را پرستیدند، چه پرستیدنى؟! و آن را برگزیدند، چه برگزیدنى؟!

الإمام علی «ع»: فتاهوا فی حیرتها، و غرقوا فی نعمتها، و اتّخذوها ربّا، فلعبت بهم و لعبوا بها، و نسوا ما وراءها.

امام على «ع»: ... در دنیا دچار حیرت شدند، و در نعمت آن غرق گشتند، و آن را پروردگار خویش گرفتند، پس دنیا به بازى کردن با ایشان پرداخت و

ایشان به بازى کردن با دنیا پرداختند، و آنچه را پس از زندگى دنیا خواهد آمد فراموش کردند.

 

 



  الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏4، ص: 53

 




برچسب ها : اخلاق و زندگی


صفحات :
|  1  2  >  |